تبليغاتX
آبی خدا

آبی خدا

سلام سلام به همگي راستش اين روزا نمي تونم بروز كنم چون كه امتحانام شروع شده و خيلي سخته 

ولي قول ميدم بعد از امتحانام بروز كنم 

راستي م‍ژده مژده  يادتونه گفته بودم خواننده مورد علاقم كيه؟ معلومه سلنا گومز قراره به زودي تو 

وبلاگم يكي از كليپ هاشو يا آهنگ شو بزارم ولي تو دو راهي گير كردم كه كدوم آهنگو بذارم پس شما انتخاب 

كنيد هر كدوم بيش تر بود اونو با متن آهنگش ميذارم


1-كورالا دويل-curella divel


2-a year without rain(يك سال بدون باران)


3-like love song baby(مانند آهنگ عشق)


4-natrully(طبيعتاً)


5-falling dawn(افتاد پايين)


6-raund and raund(چرخش و چرخش)


7-tell me somthing i dont know(به من بگوچيزي را كه نمي دانم)


8-hit the lights


خب ايناست عدد شو برام خصوصي بنويسيد!!!!!


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 15:36 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

«سازها بايد با گرد و خاك بنوازند »

هنوز اذان را نگفته بودند كه پيراهن سفيدش را پوشيد كت و شلوار مخملي قهوه ايشو پوشيد كلاهش كه نوار قرمزي كه خودش دور تا دور كشيده بود گذاشت روي سرش بعد كفش هاي واكس زده اش رو پاكردو باصداي نسبتا بلندي گفت: «سوسن خانم چيزي نمي خوايد؟»بعد صدايي جواب ميداد:« دستت درد نكه حاج مهدي آخه تا كي ميخوايي ادامه بدي؟»وبعد صداي پا خانه را ترك مي كرد.بعد سوسن خانم ميرفت تو پستو به دف و سه تار حاجي مهدي چشم مي دوخت و بعد بلند ميشد دستمال خيس مي كرد تا تميزشون كنه ولي ياد حرف حاجي مهدي مي افتاد كه مي گفت:« هيچ وقت اينارو تميز نكن سازا بايد با گرد وخاك بنوازند تا طعم زندگي واقعي رو بچشند»بعد دستمال رو مينداخت و به عروسش زنگ مي زد و با لحجه شمالي مي گفت :« خوبو چي بري زي نه ! نه! بياي خوشال بشيم نازگله بياره .نه بابا كارو روزه شو كه مودوني. خوه باشه سلام برسا خدافظ.»بعد دوباره مي گفت:« والا بو خودا اي دختره از شوهرش خير نديده» اون وقت به موبايل دخترش زنگ مي زدو ليست مي گفت تا مينا بره بخره كه والا بو خودا ديرش شده و ساعت ده ميخوان بيان بعد كه مينا با بابا وارد خانه شد تندي اومدن تو ايوون وماهي و سبزي پاك كردن و زنگ به صدا درميومد .بعد با اسرار نازگل بابابزرگ سه تار ميزد و نازگل قر ميداد ولي بابابزرگ يه غمي تو چشاش بود ولي اون غم چي بود؟ كسي نمي دانست.....  (شايد اين داستان رو بعداً ادامه بدم)


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ساعت 13:10 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

نمی توانی

  • دیگر نمی توانی خورشید را ببینی
  • چشم هایت از پشت قفل شده اند
  • دیگر نمی توانی بخندی
  • لبهایت از پشت دوخته شده اند
  • دیگر نمی توانی ابروهایت را بالا بیندازی
  • موهای ابرویت کم شده اند
  • چه کنم؟ دارو و درمان اسر ندارد
  • گوش هایت سنگین
  •  وپاهایت بی حس شده اند
  • دندان هایت درنیامده بود که
  • فهمیدم مال منی
  • دیگر ، عزیزم ! سرطانم ! بزرگ شده ای ...
  •  

 


+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ساعت 14:37 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

روزي كه به شهر طوطي ها سفر كردم"

 

"روزي كه به شهر طوطي ها سفر كردم"

شنبه بود و من و مامانم از كلاس زبان يرميگشتيم كه اينقدر اسرار كردم تا مامانم منو به شهر پرنده ها برد البته اونجا يه مغازه است كه هر چي بگي داره

چيزهايي كه اونجا بود اينا بودند:

2تا توكان كه فروشي نبود!

6تا طوطي كه دمشون اندازه قد من بودو يكيشون خود درگيري مضمن داشت مثلا يه مشت تخمه ورميداشت يكيشو ميخورد!

5تا كاسكو كه اين كلمه ها رو ميگفتند: چرا مث بز نگا ميكني-عزيزم- سلام- رضا- لالالا- هاي- مامي و..................

يه بغل همستر كه به يكيش دس زدم وتودستم گرفتمش.اووخي!!!

شونصد هزار تا پرستو كه مخمو خوردن

گربه كوچولو اونم يه بغل

خوكچه هندي كه خيلي زشت بود

ماهي

سگ

دوتا پرنده كه اسمشونو نميدونم

هزار و شونصد تا فنچ

يه پرنده هم بود كه به من علاقه داشت و ميگفت بيا بيا بيا

خلاصه خوش گذشت راستي اگه دلتون ميخواد كه برين ادرس و مينويسم.بهتون خوش بگذره

 

 Image Detail

آدرس:خيابان آزادي نرسيده به اسكندري – شهر پرنده ها

 

 

 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 19:40 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

منو اون

 

فکرشو بکن خواهر دوستت که کلاس دومه و اسمشم نیوشاست یک روز تو سرویس ازت بپرسه:

چرا با خواهرم دوستی؟

ـ به خاطر این که من و آبجیت از کلاس دوم باهم بودیم!

روژین که داشت حرفای مارو می شنید به او گفت:آخه ابله کوچک! این سوالا چیه می پرسی؟

مثل اینه که بخوای بدویی و بری دستشویی و یه چینی نفهم اونجا باشه و ....داره

 می ریزه!

محکم رو دستش زدم و گفتم: این حرفا چیه جلوی بچه میزنی !

ـچشم ارباب بیا همراهی!

ـباشه بریم

وشروع کردیم به «سلنا گومز» خوندن

 بعد من پیاده شدم .ما یه رمزی داریم به نام زیک زاگ. ولی جز من و روژین کسی اونو

 نمیدونه

نیوشا به من گفت:خدافظ و برام دست تکون داد باورتون میشه ؟چهار ساله که

 اون داره منو میبینه و چهار ساله که من دارم اونو میبینم

اینم یه عکس از خواننده مورد علاقه م: سلناگومز

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 15:46 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

به من رای بدهید

به نام خدا

دوستان و هم مدرسه ای های عزیز

بدین وسیله مهمترین اهداف و برنامه های کاندیدا شورای دانش آموزی ((مهتاب شفاعی))

را اعلام می داریم :

1-   تلاش در جهت برگزاری اردو های تفریحی و آموزشی و بازدید از مکان های دیدنی شهر

 

2-   تلاش در جهت دایر کردن بوفه که انواع خوراکی های خوشمزه و بهداشتی  در آن به فروش میرسد با قیمت های زیر 1000 تومان

 

پس به مهتاب شفاعی رای دهید تا با خیال راحت به مدرسه بیایید

 


+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390 ساعت 15:29 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

کابوس

خِر چ خِرچ خِرچ

یه قیچی سخت

برای من آسان

برای او سخت

 

خوب است بدانید

این قیچی سخت

هستش یه روزی

کابوس کاغذ !


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390 ساعت 16:7 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

آرزوی مروارید

روزی روزگاری دختری به نام مروارید{بود}.او آرزو داشت حالا که کنار دریا زندگی می کند گردن بندی از فلس ماهی داشته باشد.اما این آرزو غیر طبیعی بود و برآورده شدنی نبود.روزها کنار دریا می نشست و با دریا سخن می گفت.دریا هم جواب او را با موج می داد.روزی که او کنار دریا بود، پسری از دریا بیرون آمد و گفت:اگر به من هفتاد صدف بدهی آرزویت را برآورده می کنم.او با سرعت نور صدف ها را جمع کرد و فلس گرفت و گردن بند ساخت.

 آرزوی مروارید


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ساعت 16:27 توسط مهتاب شفاعی 10 ساله
.

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب ميهن بلاگ

وبلاگ نویسی

خدمات وبلاگ نویسان

ابزار وب مستر

وب تولز

بازی آنلاین

فارسی ورد

دانلود

دانلود نرم افزار

عکس

مطالب جالب و خواندنی

تفریح و سرگرمی

سایت تفریحی

بازی فلش

بازی آنلاین فلش

بازی آنلاین

بازی

play online games

online games

بازی آنلاین

نو آوران پارس

ثبت دامنه

هاست

سئو

بهینه سازی سایت

طراحی سایت

طراحی وب سایت

طراحی قالب وردپرس

قالب وبلاگ

موسسه بیان

نجوم

قرآن

نجوم استان قزوین

قرآن

نیک فوتو

عکس

گالری عکس

تصویر

عکس عاشقانه

عکس مذهبی

Nik Photo

استار فوتو

عکس نجومی

گالری عکس

آسمان شب

ssssss

نجوم

حسین کرمیان

محمد فضلعلی

Hossein Karamian

Mohammad Fazlali

آموزش عکاسی

عکاسی نجومی

بهترین سئو

سئو

سئو وب سایت

آموزش سئو

بهینه سازی وب

بهینه سازی وب سایت

ارتقا پیج رنک گوگل

درسخوان

نمونه سوال

سوالات نهایی خرداد

سوالات نهایی دبیرستان

روش مطالعه

بازی آنلاین

گیم

بازی

تفریح و سرگرمی

فان

قالب

تم

قالب وبلاگ

قالب وردپرس

قالب بلاگفا

پارس تم

قالب وبلاگ

قالب

قالب بلاگفا

طراحی قالب

سابقون

شهدا زیاران

زیاران

دین و مذهب

سابقون

خاطرات شهدای زیاران

سورس گذر

آموزش برنامه نویسی

سورس رایگان برنامه نویسی